
در دو پست قبلی اشاره مختصری شد به روابط دوستانه دو جنس مخالف و مضرات این رابطه مسموم! که دو مورد ذکر شد ولی آیا دلائل دیگه ای هم هست که عاقلانه باشد و عقل هر بی طرفی آن را قبول کند که واقعا رابطه داشتن با نامحرم اونهم از نوع دوستانه و بی قید و شرط بسیار مضر است ؟ یا نه!
بله هست از جمله :
- روابط بی قید و شرط و بدون آگاهانه قطعا سرانجامی نخواهد داشت که در پست قبلی هم اشاره شد ،فقط چند سال از عمر دو طرف صرف هم میشه و بی نتیجه رها خواهد شد! و جالبه که اسم عشق رو هم بر این گونه روابط گذاشته میشود. در حالی که تصور درستی از عشق نیست ؛ دو طرفی که تازه باهم شده اند به خاطر نوع جذابیتی که هر دو طرف برای طرف دیگر دارد و عاطفه ای که ایجاده شده فکر میکنند که لیلی و مجنون تری از این دو در عالم وجود ندارد ولی چه لیلی و مجنونی که شناختی از هم ندارند؟ از روحیات و سطح فکری و اجتماعی و فرهنگی هم خبر ندارند؟ فقط دنبال خوشگذرانی اند و بعد از مدتی به خاطر عادت کردن به هم اسمش را عشق میگذارند که معمولا این گونه روابط آخر و عاقبت خوشی نداره! مثلا دختر و پسر و مخصوصا دختری که در سن ازدواج هست به خاطر دل بستن اینطورکی به پسری موقعیت های مناسب ازدواج و مورد های خوب رو از دست میده فقط به خاطر اینکه فکر میکنه دوستش میخواد باهاش ازدواج کنه! با این کار ضربه مهلکی به خودش میزنه چون بعد چند سال دیگه مورد و موقعیت ازدواج نخواهد! ولی اگر پرهیز میکرد و دست در دست لذات آنی نمیداد صاحب زندگی سالم و فرزند و... میشد ولی با هزینه کزدن آبرو ، وقت ، محبت و علاقه به یک شخص که از اول آخرش معلوم بود شانس های بزرگ رو به راحتی از دست داده! نمیدونم آماری ندارم باید تحقیق کرد چند درصد از دختر و پسرهایی که سنشون داره از سن ازدواج هم میگذره با این وضع مجرد موندند؟ و با این طناب پوسیده به چاه رفتند که به نظر میرسه آمار قابل توجهی باشه!!!
- اینگونه روابط بی قید و شرط خود سراغاز فساد های زیادی در جامعه است ! چون تعادل روحی و وجدان یک شخص یواش یواش از بین میرود و وقتی کسی وجدانش با او کاری نداشت این شخص همه جرم و جنایت را انجام میدهد چون دیگر چیزی در درونش نیست که مانع کار فساد شود هرچه هست فساد است و جنایت و جرم! دختری که تا دیروز همسایه نزدیکش موی او را ندیده بود آرام آرام پایش باز میشود به مهمانی های مختلطف و پارتی ها شبانه در خارج از شهر و شب گذرانی با آدم های غریبه و موجوداتی بی رحم و بی وجدان! این یک واقعیت مهمه که حیا در زن یک رکن اساسی است و اساسا زن بدون حیا تعریف نمیشود ولی وقتی پرده های حیا دریده شود دیگر این زن آن موجود لطیف ، معصوم، و به مثل گل نیست بلکه موجودی شرور است که میتواند به تنهایی منطقه ای وسیع را در منجلاب شهوات خود غرق کند! آیا این عاقبت بسیار سنگین و خطرناک مقدمه و زمنیش از کجا بوده؟ کسائی که میگن چرا بعضی ها اینقدر بی جنبه اند مگه چند تا تارموی زن چیه که اینقدر حساسید ؟ چه قدر مردها بی جنبه شده اند؟ چه قدر سخت گرفته خدا!! اینها به خاطر بی جنبه گی ما و سخت گیری خدا نیست ، به خاطر این است که قصه در همین چند تا تار مو نخواهد ماند و عاقبت مراعات نکردن و رعایت نکردن شئونات فردی در اجتماع عواقب سنگینی خواهد داشت. بعضی را میشناسم که الان فقط در فکر خودکشی اند چرا؟ به خاطر غرق در کثافات روابط نامشروع و دوستی بی قید وشرط با عده ای هوسران!! که دیگر از خودش هم بدش میاد چرا چون احساس دختر بودن و حس لطیف دخترانه گی را ندارد و اساسا زیبایی ای دیگر ندارد هر چه هست سیاهی هست و سیاهی و سیاهی!!!!
این عاقبت خطرناک و سیاه در کمین کسائی است که راحت و بدون دقت و به قول خودشون جسورانه پا در این عرصه روابط بی قید و شرط گذاشته اند که دیر یا زود در منجلاب این روابط هم خودش و هم آیندش و هم خانواده اش و در نهایت جامعه اش را غرق خواهد کرد....!!!
حتی کسی که خودش را بی دین ترین میداند، دنبال خراب کردن سرنوشت اینده اش نیست ، دبنال ناامیدوی و افسردگی و پوچی نیست ولی این گونه روابط عاقبت خوشی ندارد ، دنبال دلیل هستی کمی نگاه به دور و برت کن ببیند چه قدر از این آدم ها می بینی که به انحطاط کشیده کارشون!!!!
ادامه دارد...
برچسب:
نویسنده: کارن سامانی